Style Switcher

Layout options
  • Boxed Layout
  • Full Width Layout
Primary Color

این روزها تولید کردن و انجام کارهای تولیدی از هر نوع ، چه تولیدات صنعتی ، چه تولیدات فکری ، و چه تولید خدمات کار سختی است .

همه ما مدیران زیادی را می‌شناسیم که یا تولید را رها کرده‌اند و سراغ کارهای تجاری رفته‌اند ، یا درِ کارخانه‌ها و کارگاه‌هایشان را بسته اند و مدیرت بازار را بدست گرفته‌اند و از ظرفیت خالی تولیدی سایر کارخانجات و کارگاه‌های صنعتی استفاده می‌کنند و به نوعی نان در کاسه سیاه دلالی می‌زنند و روزگار می‌گذرانند . آن تعدادی هم که در بخش تولید مانده‌اند ، بعضی‌شان انقدر در باتلاق وام‌های با بهره‌های سنگین فرو رفته‌اند که عملا صورت با سیلی سرخ نگهداشته‌اند و هزینه رها کردن کار و کسب برایشان خیلی بیشتر از نگهداشتن آن است . معدودی هم هستند که در این وانفسا خوب مدیریت می‌کنند و  شرکتهای سرپا و سرحالی دارند ، و پرسنلی امیدوار به آینده

اینها را نگفتم که سیاه نمایی کنم و ذهن شما را از تاریکی پرکنم ، اینها را نوشتم که بگویم من هم این فضای تنگِ تنفسِ کسب و کارهای خصوصی را درک می‌کنم و میفهم‌ام و به اندازه خودم در این فضا نفس کشیده‌ام . ولی آیا مجاز هستیم به عنوان مدیر ، صاحب کسب و کار ، و یا کارآفرین همه تقصیرات را  به گردن شرایط بیرونی بیاندازیم ؟

معتقدم هرچند دشوار است ولی شدنی است که در همین شرایط نه چندان خوشایند هم با مدیریت خوب و استفاده مطلوب از شانس‌هایی که کم و بیش در مسیر کسب و کارمان سر راهمان قرار می‌گیرد مجموعه‌ای را مدیریت کنیم که اگر روبه جلو حرکت نمی‌کند حداقل به عقب هم نرود .

همه اینها از ذهنم می‌گذرد و وقتی با بعضی مسایل مواجه می‌شوم ، درستی این مطلب بیشتر برایم اثبات می‌شود . امروز دیدم برای شرکتی که تیم ما افتخار انجام امور مشاوره مالی و حسابداری‌اش را دارد نامه‌ای از طرف بیمه تامین اجتماعی محل فعالیت‌شان آمده و 30 روز مهلت داده است که شرکت مورد نظر حسابرسی بیمه‌ای شده و مورد بازبینی و کنترل دفاتر و اسناد مالی قرار بگیرد . 

بارها این درد دل بجــا را از مدیران شرکتهای خصوصی در سطوح مختلف  شنیده‌ام که هیچ سرویس و خدماتی به ما داده نمی‌شود ، آنوقت انواع و اقسام مالیاتهای تکلیفی و عملکرد و ارزش افزوده و غیره از گرده ما می‌ستانند ، و هر چند سال یکبار هم فیل سازمان تامین اجتماعی یاد هندوستان می‌کند . از گرد راه می‌رسد و تن ما جماعتی را که تا کمر در بدهی‌های مالیاتی‌مان فرو رفته‌ایم  می‌لرزاند. در مقابل دریغ از کوچکترین تسهیلات و کمکی ، خیلی‌ از آنها هم تاکید می‌کنند که منظورمان خدمات و کمک‌های مالی نیست ، همین که کارمان روان باشد و دست انداز جلو پایمان نسازند و هرکسی که می‌رسد مدعی و متقاضی نباشد برایمان کافی است .

ولی من امیدوارم . امیدوار به اینکه مسیر مه‌آلود تولید با گامهای شجاع‌ترین مردمی که در عین تردید ، محکم گام برمی‌دارند همچنان روشن بماند .

کاش بزرگان قدرت می‌توانستند درک کنند که نیاز امروز مردم ما بیشتر از هرچیز نفس کشیدن در فضای مقدس تولید و کسب و کار شرافتمندانه است . نه خوابِ آسوده بر پولهای بادآورده‌ای که در بهترین حالت انسانها را تبدیل به نوکیسه‌های مغرورِ از دماغ فیل افتاده‌ای می‌کند که دیدن آنها انگیزه تلاش را از کودکان و نوجوانان‌مان می‌گیرد

 

 

نوشتن دیدگاه