تامین مالی، روشی برای سواری گرفتن از موجهای تورم یا طراحی آینده شرکت؟
گاهی تصور ما این است که تأمین مالی، صرفاً تزریق پول به یک کسبوکار برای حل مشکلات نقدینگی است. اما بیایید نگاه کوتاهی به زیر دامنه این کوه یخ بیندازیم
هر نوع تأمین مالی که تصور کنید حداقل چهار پارامتر اصلی دارد:
- منبع پول
- هزینه پول – یا همان بهره ای که برای خریدن پول میدهیم !
- مقداری از کنترل که حاظریم از دست بدهیم
- ریسک مالی
اگر فعلا بقیه موارد را کنار بگذاریم و عینک پارامتر سوم را به چشممان بزنیم، شاخههای اصلی تامین مالی خودشان را لااقل در چهار دسته بندی نشان میدهند:
۱– تأمین مالی از منابع داخلی یا همان Internal Financing
در یک کلام یعنی شرکت از منابع داخلی خودش برای تامین مالی پروژه ها و توسعه هایش استفاده کند و اگر بخواهیم کمی وارد جزئیات بشویم با اصلاحاتی مثل جریان نقد عملیاتی، سود، فروش داراییهای بلااستفاده و جاری سهامدارن سرشاخ میشویم.
مزیت: پایین بودن هزینه بهره (Cost of Capital)
نقطهضعف: محدودیت منابع
در مورد مزیتی که گفتم با توجه به تورمی که ما داریم در این سالها تجربه میکنیم جای بحث اساسی وجود دارد و گاهی وقتها آنقدر تورم بالاست که این مزیت کوچ میکند به محدوده نقطه ضعفها
۲– تأمین مالی مبتنی بر بدهی (Debt Financing)
در این مدل، شرکت سرمایه مورد نیاز را از طریق وام بانکی، انتشار اوراق بدهی (مثل اوراق مرابحه)، سکوهای تامین مالی جمعی crowdfunding ها. فاندهای بین المللی (مثل ابزارهای مالی COSME ) و یا بانکهای توسعهای (مثل بانک توسعه اسلامی یا بانک توسعه آسیایی) تامین میکند.
مزیت: شرکت تقریبا دست به چارچوب مالکیتی خودش را نمیزند.
نقطه ضعف: ریسک نقدینگی افزایش مییابد. بنابراین قبل از تصمیم گیری برای این کار باید حواسمان به نسبتهای کلیدی مثل نسبت بدهی به سرمایه Debt to Equity باشد.
در مورد تامین مالی خارجی مخصوصا در این حال و هوای اقتصادی منابع فارسی زیادی نداریم، تنها منبعی که من دیدم تلاش ستودنی کتابی با عنوان آشنایی با روشهای تامین منابع مالی خارجی انتشارات پژوهشکده امور اقتصادی وزارت اقتصاد است، منبعی بومی و چکش کاری شده که حاصل دو دهه تجربه عملی سامان قاسمی در تامین مالی خارجی برای فضای اقتصاد ایران است.
۳– تأمین مالی مبتنی بر حقوق صاحبان سهام (Equity Financing)
اینجا، شرکت باید بپذیرد که بخشی از مالکیت خود را در ازای دریافت پول از دست بدهد. سرمایهگذاران فرشته، صندوقهای جسورانه (VC) و شرکتهای سرمایهگذاری خصوصی کارشان همین است.
بنابراین اگر اصرار دارید کنترل و نفوذ قطعی روی شرکت و محیط بیزنس تان داشته باشید این روش مناسب شما نیست. مزیت ها و نقطه ضعف این روش درست برعکس بدهی است، یعنی تعهد بازپرداخت وجود ندارد، اما در مقابل بخشی از کنترل شرکت از دست میرود.
۴– مدلهای نوآورانه: کراودفاندینگ و توکنسازی
تأمین مالی جمعی (Crowdfunding) یک نوع تامین مالی بر اساس بدهی اما نسبتا جدید است. توکنسازی داراییها (Asset Tokenization) هم ابزاری است که با NFT ها در حوزه رمز ارزها ارتباط تنگاتنگی دارد و نسخه های اولیه اش در 2017 بر اساس استانداردهای اتریوم ساخته شده
جمعبندی: مدیر مالی حرفهای به جای پرسش «پول از کجا بیاوریم؟»، باید روی سؤال عمیقتری تمرکز کند: چگونه بین هزینه سرمایه، کنترل مدیریتی و ریسک مالی تعادل برقرار کنم؟
به دلیل ماهیت این تمرکز، انتخاب روش تأمین مالی، تصمیمی در سطح حسابداری شرکتها نیست. این تصمیم یک تصمیم استراتژیک است که باید در جلسات هیات مدیره و البته با حضور مدیران مالی حرفهای گرفته شود.
